شنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۲

ویسی و تکرار کردن عبداله

 

در هفتمین روز از فروردین سال 1368 فوتبال ایران یک اسم را بیشتر از قبل شنید.
نیمه نهایی جام حذفی بود و پرسپولیس و شاهین اهواز پشت سیلوهای گندم و تختی اهوازی که برای همیشه ورزشگاه خاطره‌ها ماند، یک خاطره ویژه را ثبت کردند.
 پسر جوان مو مشکی در شصت و سومین دقیقه از مسابقه بی‌توجه به اینکه نام دروازه‌بان حریفش به بزرگی بهروز سلطانی است و بی‌خیال نسبت به این مهم که در این فروردین دلنواز اهواز او هنوز عدد 18 سنش را کامل نکرده، پرواز کرد، صدا می‌آمد؛ هیاهو، هلهله و گل، گل برای شاهین اهواز و گل برای عبداله ویسی.
حالا 30 و چند سال بعد از تاریخی‌شدن ماندگاری جام حذفی در اهواز، عبداله ویسی که در آن مسابقات در فینال مقابل ملوان هم دست از خودنمایی برنداشته و پاس گل داد، خوب می‌داند که جوان برای دیده شدن جان می‌دهد.
مسیر این دانایی از روزی که دانست قرار است در برترین لیگ ایران سرمربیگری کند در هر مجموعه‌ای که قرار داشت هموار شد تا خود امروز؛ تا امروزی که مدیران صنعت نفت هم دست او را باز گذاشته به او گفته‌اند: «عبداله این تو و این تمام اختیار فنی.»
دیدار صنعت نفت مقابل پرسپولیس زمان میوه دادن شد، وقت قشنگ چشیدن، اعتماد مزه داشت و پیام پارسایی که همانند یک دروازه‌بان پخته و شبیه ویسی در 18سالگی بی‌توجه به سکوهایی که 95دقیقه حریفش را صدا زدند، مقتدر و با صلابت یکی از ارکان بازگشت شیرین‌تر از برد صنعت نفت بود.
یا فرزین معامله‌گری که برای اولین بار بود که بازی در آزادی چند 10هزار نفره را تجربه می‌کرد، شبیه مردی بود که در حال تجربه‌ی ساده‌ترین بازی عمرش است.
عبداله ویسی امسال در صنعت نفت در حال تکرار کردن خودش است؛ او جوانها را می‌بیند، اسامی بازیکنانی که ابتدای 20سالگی‌شان هستند گواهی می‌دهند این مهم را.
دقت کنید: حسین دریکوندی، پیام پارسا، احمد شریعت‌زاده، عقیل طلیلی، فرزین معامله‌گری و محمد بوعذار.
به این نامها علاوه بر دیگر بازیکنانی که منتظر فرصت هستند، اضافه کنید گلر جوانی مثل پارسا افضلی را که در غالب دیدارهای تدارکاتی صنعت نفت مسئول خیره کردن چشمها بوده و البته اضافه کنید مردی را که کاپیتان تیم امید دیار باقی شد؛ «محمدرضا عجمی‌پور.»

مصطفی احمدی در جمع طلایی پوشان

مصطفی احمدی در جمع طلایی پوشان

دو شنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲
موسسه فرهنگی ورزشی

صنعت نفت آبادان